هديه ایران ایرانی مسابقه کلاسیک برگزاری

هديه: ایران ایرانی مسابقه کلاسیک برگزاری اتحادیه جهانی کشتی اخبار ورزشی و نتیجه های مسابقات

www.bookboon.com

چاپ کتاب PDF

خرید کتاب از آمازون

خرید کتاب زبان اصلی

توجه: در صورتی که فایل دارای ایراد است یا حقوق نویسنده رعایت نشده با ما تماس بگیرید

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی اصلاح‌طلبان باید جامعه مدنی را تصرف کنند / فعال سیاسی اصلاح‌طلب

خرید و دانلود

اصلاح طلبان که به عوض کردن اوضاع و نیز تحقق وعده ها ی مردم در دولت دوم روحانی بیش از دولت نخست او دل خوش کرده بودند اکنون نه تنها از انفعال دولت و رویکرد محافظه

اصلاح‌طلبان باید جامعه مدنی را تصرف کنند / فعال سیاسی اصلاح‌طلب

فعال سیاسی اصلاح طلب: اصلاح طلبان باید جامعه مدنی را تصرف کنند

عبارات مهم : سیاسی

اصلاح طلبان که به عوض کردن اوضاع و نیز تحقق وعده ها ی مردم در دولت دوم روحانی بیش از دولت نخست او دل خوش کرده بودند اکنون نه تنها از انفعال دولت و رویکرد محافظه کارانه روحانی و همچنین عدم تحقق وعده ها ی مردم از سوی دولت دلخورند بلکه حتی بیش از هر چیز از ناامیدی مردم نسبت به صندوق ها ی رای و نیز خشم آنها نسبت به عدم تحقق مطالبات ارزش زحمت می برند تا آنجا که درصددند وظیفه مناسبات خود را با پرزیدنت روحانی مشخص کنند ولی به علت وعده ارزش با مردم و دولت مبنی بر حمایت از روحانی تا انتخابات 1400 این اوضاع را علیرغم میل باطنی خود تحمل می کنند که این خود کار این جریان را جهت کشاندن مردم به پای صندوق ها ی رای در انتخابات آتی بسیار سخت می کند و این جریان را با آینده بسیار نامعلومی روبه رو می سازد. بر این اساس، ابراهیم اصغرزاده فعال سیاسی اصلاح طلب راجع به آینده اصلاح طلبان و ضرورت حمایت این جریان از دولت و … با آفتاب یزد به گفت وگو پرداخته است که در ادامه آن را می خوانید.

اصلاح‌طلبان باید جامعه مدنی را تصرف کنند / فعال سیاسی اصلاح‌طلب

اصلاح طلبان و حتی شما در سالهای 92 تاکنون از حامیان پروپا قرص دولت روحانی بوده اید ولی مسئله اینجاست که بعد از تغییرات اخیر اقتصادی شاهد موجی از تخریب ها علیه جبهه اصلاحات به علت حمایت از روحانی هستیم به طوری که تصویر العمل افکار عمومی به بیانات اصلاح طلبان در اینترنت توهین و ناسزاست تا آنجا که بعضی معتقدند شرایط امروز اصلاح طلبان مانند روزهای نهایی دولت احمدی نژاد است با توجه به این شرایط تصور نمی کنید که جایگاه اصلاحات در میان افکار عمومی عوض کردن کرده است؟

سوال شما منطقی و تا حدودی درست است منتها متوجه بخشی از حقیقت هست. قابل تصور است که در این اوج گیری فشار اقتصادی و نارضایتی اجتماعی، نه فقط مخالفان آقای روحانی در انتخابات بهار 96، که حتی بسیاری از حامیان و رای دهندگان ایشان به خاص آنها که حالا دیگر به شدت عصبانی اند و دل خوشی ای از عقب نشینی و چرخش ها ی او از وعده ها ی سیاسی اش ندارند قهر کنند یا بی اعتماد شوند. روزهای مشکل در پیش هست. دولت مدافع برجام، قاعدتا در فضای بعد از بازگشت تحریم ها ی نفتی و بانکی آمریکا با چالش های شدیدتری در معادلات داخلی قدرت مواجه هست. سطح این چالش ها، البته با میزان توفیق یا شکست دولت در مهار تحریم ها ی آمریکا، و میزان جلب همکاری دیگر کشورها در مقابله با این تحریم ها ارتباط مستقیم دارد. عده ای توصیه می کنند بهتر است که اصلاح طلبان با مرزبندی براق تر، آینده انتخابات ریاست جمهوری 1400 را به کارنامه حسن روحانی گره نزنند. به نظرم این حرکت فرار به جلو است.

در شرایط بازگشت تحریمها و کم کردن قابل ملاحظه درآمد نفتی که دولت از یک طرف جهت اداره کشور با بحران شدید مواجه است و از طرف دیگر آستانه تحمل جامعه پایین آمده خالی کردن پشت دولت باعث می شود موقعیت طبقه میانگین و حامیان تعامل با کشورهای دموکراتیک صنعتی دستخوش التهاب جدی شده است و در عوض تندروهای سنت گرا سنگر به سنگر پیشروی نمایند. دقیقا به همین علت پشتیبانی از دولت روحانی جهت اصلاح طلبان همچنان یک اولویت هست. درست می فرمایید که جایگاه آقای روحانی در سطح افکار عمومی بسیار تضعیف شده است است و آبروی اصلاح طلبان نیز به شدت به خطر افتاده ولی خطر برآمدن یک دولت پوپولیست به مراتب پرهزینه تر است و کشور را با خطر متوجه خواهد ساخت. بازگشت تحریم ها، اگرچه موقعیت فعلی اصلاح طلبان حامی دولت را تضعیف می کند، ولی این در درازمدت لزوما به تقویت جایگاه اصولگرایان منجر نخواهد شد.

اصلاح طلبان که به عوض کردن اوضاع و نیز تحقق وعده ها ی مردم در دولت دوم روحانی بیش از دولت نخست او دل خوش کرده بودند اکنون نه تنها از انفعال دولت و رویکرد محافظه

یادمان باشد اگر عده ای که از عملکرد دولت ناراضی اند بخواهند زنگوله تقصیرات را گردن اصلاح طلبان حامی دولت بیندازند، عده بیشتری هم هستند که ناکارآمدی و ندانم کاری دولت را ساختاری و عمیق می بینند و باور دارند که اساسا یک کشور از عهده بحران های اداره کشور و پیش نیاز تعامل با دنیا برنمی آید. جامعه ما بعد از اعتراضات دی ماه سال گذشته به دو گروه مجزا از هم تقسیم شد. گروهی که ظرفیت کشور را قابل اصلاح و قابل زیاد کردن می بینند و اصلاح طلبان هم در این طیف می گنجند و گروهی دیگر که بر اصلاح ناپذیری باور دارند (!) البته اصلاح طلبان در برخورد با وضع موجود، خود یکدست نیستند و به چند بخش تقسیم می شوند. به عنوان نمونه اصلاح طلبان بروکرات و صندوقی که مردم را خادم قدرت و پلکان کسب موقعیت می شناسند. یا اصلاح طلبان رادیکال که به اصلاحات اساسی و انقلاب در اصلاحات اعتقاد دارند و قدرت را تنها در خدمت به مردم و منافع ملی می پذیرند. از یاد نباید برد شرایط اقتصادی، اجتماعی، بین المللی به نقطه خاص خودش نزدیک می شود و اگر تحول طلبان و اصلاح طلبان اصیل و ملیّون به صحنه نیایند و قطب امید ملی نشوند باید منتظر اتفاقات و ماجراهای ناشناخته که وحدت ملی را با خطر مواجه می سازند باشند.

در سالهای 92، 94 و 96 شاهد بودیم که شعار «تکرار می کنم» باعث عوض کردن معادلات سیاسی شد با وجود تخریب ها علیه جریان اصلاحات به خاطر حمایت از روحانی، آیا باز هم معتقدید که در انتخابات مجلس باید این شعار تکرار شود؟

مشکل جریان اصلاح طلب مبهم بودن اهداف اصلاح طلبی هست. تاکنون رهبران آشنا شده است آن از اینکه چگونه درصدد محقق کردن این اهداف اند و اینکه راهبردهای وصول به اهداف اصلاحات آیا چنین گنگ هستند رونمایی نکرده اند. خود هم نمی دانند اصلاح طلبان تا کجا متکّی به صندوق آراء هستند؟ اصلاح طلبان هرگز دست به براق سازی در حیطه این پرسش نزده اند. اصلاح طلبان با وفاداری مطلق به قانون اساسی که مرتب در مناسبت های متفاوت تکرار می کنند از شرکت در هرگونه تظاهرات و تجمعات مردمی و پذیرش حق اعتراض مدنی حتی در حدود قوانین و مقررات فعلی به بهانه هایی مخالفت می کنند. ولی وجود رهبران اصلاحات جهت بخش ها ی اصلاح طلب جامعه و جهت کشور سرمایه ارزنده ای است که نباید اجازه داد بی خود و بی جهت هرز برود یا بی اعتبار شود. در حالی که بخشی از مردم ناامید با عبور از بحث امکان اصلاحات، قدم در راه عبور کامل قرار داده اند هنوز هم رهبران اصلاحات پتانسیل بسیج اجتماعی جهت جلب همکاری توده ها ی ناراضی و عبور دادن کشور از پرسشها پساتحریم را دارند.

اصلاح‌طلبان باید جامعه مدنی را تصرف کنند / فعال سیاسی اصلاح‌طلب

مزیت این اشخاص داشتن تعصب در مورد منافع ملی و تاکید بر حرکت های مسالمت آمیز هست. این اشخاص اصلاح طلب و مسالمت جو هنوز هم می توانند سخنگویان مناسبی جهت گفت وگوی ملی در داخل و عبور از میان بحرانها در بزنگاه به سوی یک اوضاع نرمال و متعارف باشند. با توجه به محبوبیت ارزش در میان جبهه اصلاحات و نیز نفوذ کلامش در فضای عمومی جامعه رویکرد مصالحه جویانه با آنها می تواند بسیاری از ضعف ها را جبران کند. با اعلام اصلاحات اساسی و ارائه برنامه رفاه اجتماعی و مبارزه با فساد اقتصاد رانتی و غارتی در قالب برنامه های توسعه متوازن، مترقی مبتنی بر عدالت اجتماعی، رهبران اصلاح طلب می توانند لایه های تهیدست قربانی و البته طبقه میانگین شهری به شدت آسیب دیده را پشت سر خویش بسیج نمایند.

اساسا حمایت ها از روحانی جهت احزاب، تشکل ها و مطبوعات آنقدر صرف داشت که تا این حد جریان اصلاحات پای دولت روحانی هزینه شود؟

درست است که روحانی چرخش به راست کرده و بسیار محتاط، محافظه کار و عصا به دست شده است هست. ولی فراموش نکنیم که با آمدن روحانی کفگیر محافظه کاران و تندروها در برهم زدن مناسبات کشور عزیزمان ایران با غرب به ته دیگ خورد. یادمان نرفته دولت احمدی نژاد فضای امنیتی نظامی جامعه را کاملا دچار وارونگی کرد. ستاره دار شدن دانشجویان، اخراج اساتید، ندادن مجوز به احزاب، جلوگیری ازگردهم آیی ها، تبعیض بین مطبوعات، به هم ریختن صحبت ها ، به کارگیری گروه ها ی فشار، ممنوع کردن صدا و تصویر شخصیت های تاثیرگذار و سونامی اختلاس های مالی و بانکی، تمام اینها در جهت بسته تر کردن فضای سیاسی و مهار و تحدید نهادهای مدنی، احزاب و رسانه های آزاد تلقی شد. فضای حوزه های فرهنگی هنری و دانشگاهی دگرگون شد.

اصلاح طلبان که به عوض کردن اوضاع و نیز تحقق وعده ها ی مردم در دولت دوم روحانی بیش از دولت نخست او دل خوش کرده بودند اکنون نه تنها از انفعال دولت و رویکرد محافظه

توان ملی مصروف اهداف بلندپروازانه شد. بدتر از همه دیپلماسی او بود که منجر به اجماع جهانی علیه کشورمان گردید و نهایتا به ائتلاف ممالک غربی در امنیتی سازی کشور عزیزمان ایران و اتحاد عمل محافل داخلی آمریکا به ضرر ما شد. بیان بیانات نسنجیده و بی مبالاتی در طرح بعضی فرضیات موهوم و به کارگیری ادبیات سخیف چاله میدانی که منجر به کشور عزیزمان ایران هراسی زیاد و موفقیت لابی تندروها در آمریکا گردید که یادمان نرفته هست. خب روحانی آمد تا از زبان اصلاح طلبان بگوید آیا کاری می کنید که کشورهای متخاصم و آدم کش در لاک مظلومیت فرو برود و جنایاتشان پوشانده شود، این به ضرر منافع ملی ماست. روحانی با دلیری به بازی برد – برد تن داد و دیدید چگونه اجماع جهانی به نفع ما رقم خورد. افراطیون داخلی کاسه داغ تر از آش شدند و او و تیم مذاکره کننده را متهم به خیانت کردند ولی رهبری معظم انقلاب از تیم مذاکره کننده حمایت کردند.

حضور عده ای خاص در عرصه تصمیم گیری و به خاص سیاست و اقتصاد موجب رکود سیاسی اقتصادی کشور و تضعیف جامعه مدنی می گردد. خب روحانی تا حدودی موفق شد جلوی این کار را بگیرد و ملت نیز در انتخابات96 به او 24میلیون رای دادند هم جهت پیگیری همان رویکرد و هم سرعت بخشیدن به اجرای دیگر وعده هایش. با توجه به استقبال عمومی جامعه در عبور از شعارهای خاص احمدی نژاد، حالا که شعارهای آقای روحانی در باب تنش زدایی با دنیا، سیاست اعتماد سازی و تعامل با سایر کشورها تبدیل به یک ضرورت اجتناب ناپذیر جهت تامین امنیت ملی کشور شده است است باید از او حمایت کرد تا با همین دست فرمان از بازگشت تحریم ها عبور کند. گذشتن از تحریم ها ی تازه و بازگشت ثبات، رونق و رشد اقتصادی به کشور و تقویت بنیه معیشتی مردم به تعامل و همکاری دولت روحانی با همه کشورهای موافق برجام عضو شرکت ملل متحد و حامی قطعنامه 2231 بخصوص اروپا گره خورده است.

اصلاح‌طلبان باید جامعه مدنی را تصرف کنند / فعال سیاسی اصلاح‌طلب

گرچه هنوز هم اعتقاد دارم اعتماد سازی با اروپا و دیگر کشورها نمی تواند خلا ناشی از تعامل اصولی با آمریکا را پر کند. حتی کشورهای دوست و نزدیک به کشور عزیزمان ایران هم جهت حمایت از ما نیازمند تعامل ما با آمریکا هستند. بنابراین اجازه بدهید از جانب بخشی از اصلاح طلبان اعلام کنم فارغ از انتقادات جدی ای که به عملکرد روحانی وجود دارد هنوز هم ضرورت دارد دولتش را تحمل کنیم و موفقیتش را در اولویت اهداف خود قرار دهیم.

آیا وقت آن نرسیده است که اصلاح طلبان مانند گذشته دیگر از روحانی حمایت نکنند چراکه گزینش وزرای اخیر روحانی و همچنین کم کردن جایگاه جهانگیری به عنوان نماینده اصلاح طلبان در دولت نشان می دهد اگرچه روحانی از مجموعه اصلاح طلبان رای گرفته ولی بر مسیر خود می تازد؟

بهتر است بگوییم اصلاح طلبان اگر دولت را حمایت می کنند نباید هویت و آینده خود را به یک دولت بی هویت و بی برنامه گره بزنند. بلکه عزم خود را جزم کنند با دوری جستن از تفرقه و اتخاذ استراتژی واحد و تاکتیک ها ی مناسب خیابان و جامعه مدنی را تصرف کنند و اعتماد عمومی از کف داده را مجددا به دست آورند. در مقایسه با جناح اقتدارگرا که از چند دستگی زحمت می برد، فاقد روش و رهبر مشخصی است و هنوز کلیت گفتمان آنان در برابر موج تازه تحریمها منگ و گیج هست، جریان راست از نوع سنتی آن تا نوع اقتدارگرا دچار ابهام و سردرگمی عجیبی است نمی تواند در دنیا مدرن، قطب نمای سیاسی اش را تنظیم کند. تا دیروز حضور ارزان در برجام را خیانت می دانست و امروز فغان برآورده خروج ترامپ از برجام را نقض عهد می نامد. تا دیروز دنبال ژاپن اسلامی بود امروز توصیه به کپی برداری از یمن می نماید. ناچارا و از سر استیصال بازگشت تحریمها را تقدیس می کند. خب مگر تحریم اقتصادی جنگ نیست. مگر جنایتی بی صدا و کشتاری خاموش نیست که قربانیان آن، مردم و به خاص تهیدستان اند. جبهه اصلاحات شرایط به مراتب بهتری دارد بعد از فروپاشی شوروی بخصوص در دهه اخیر هم در روش تحلیل و هم در آرزوی بزرگ و هم در روش عملی سیاست ورزی دچار تحول شده است است.

تمام تشکل ها و شخصیت اصلاح طلب با تاسی به تجربه موفق دوره دولت اصلاحات از تعامل با غرب و لزوم اصلاحات در سیاست خارجی و بخصوص تحول در سیاست منطقه ای کشور دفاع می کنند و براین باورند همانقدر که گفتگو و تعامل با آمریکا از موضع ضعف باعث نکبت و شکست ملی می شود گفتگو در موضع برابر و در معامله دو جانبه با آمریکا جهت کشور عزیزمان ایران پیروزی محسوب شده است و باعث ارتقاء منزلت کشور کشور عزیزمان ایران در سطح دنیا می شود کما اینکه در مذاکرات برجام پیروزی اخلاقی و دیپلماتیک بزرگی نصیب کشور عزیزمان ایران شد. وقت مذاکره از موضع عزت هر لحظه تکرار نمی شود. اقتدارگراها هنوز ذهنیت جنگ سردی دارند و در نسبت بین ما و قدرت های جهانی به بازی برد- باخت معتقدند ولی در نگاه اصلاح طلبان و تحول خواهان شرایط به شکلی است که تنها تعامل با آمریکا آن هم از موضع عزت و در بازی برد – برد می تواند شرایط را به نفع کشور عوض کردن دهد. ضمن اعتقاد به ناعادلانه بودن نظم جهانی، با بازی برد- برد می تواند حداکثر فایده را جهت دولت- ملت کشور عزیزمان ایران به دست آورد.

اساسا بخشی از نگاه فعلی مردم به جریان اصلاحات به این علت عوض کردن کرده که اصلاح طلبان به عنوان جریان سیاسی در زمین « بعضی نظارت ها» بازی می کنند آیا بازهم جهت استمرار مسیر دموکراسی و حفظ جمهوریت نظام و جهت حفظ آخرین امید دموکراسی خواهان باید بازی در این زمین را پذیرفت؟

فلسفه سیاسی وکالت نمایندگان از جانب مردم با اصل آزادی در گزینش حاصل می شود. ابتکار عمل در زمینه شایسته گزینی وظیفه مهم و در نهایت به عهده ملت هست. در این ارتباط اگر نقشی نیز جهت دستگاه های نظارتی بر کاندیداها وجود داشته باشد، صرفاً در حد انطباق اوضاع داوطلبان با شرایط قانونی داوطلبی در انتخابات هست. به کار گرفتن هر روش دیگری در این مورد منجر به انتخاباتی دو درجه ای خواهد شد که نامزدها ابتدا به وسیله یک نهاد حکومتی، ارزیابی و گزینش کیفی و فکری و سیاسی می شوند و آن وقت در درجه بعدی، ملت می تواند صرفاً از میان گزینش شدگان نهاد نظارتی، دست به گزینش بزند.

با اعمال این سازوکار به شکل طبیعی، مردم از امکان برگزیدن نمایندگانی شجاع و دارای تفکر و اندیشه محروم خواهند شد. و نهایتاً نماینده ای برگزیده خواهد شد که شاخصه مهم اش مراعات وضع موجود هست. تقدم وقت طلبان و ناشایستگان بر حضور افراد شایسته در مصادر امور کشور، به خاص مجلس جامعه را دچار مسئله می کند.

امروز در سایه استمرار این بخش از نظارت ها، در جامعه با موجی از ناامیدی روبه رو می شویم. مردم پرسش می کنند اگر قرار است دلمان به این خوش باشد که هر از چندگاهی چند نماینده اصلاح طلب در تریبون مجلس صحبت کنند که این صحبت ها را می توان از تریبون ها ی دیگر هم انجام داد. اگر می خواهیم به مجلس برویم جهت این است که بتوان بر عملکرد همه دستگاهها و نهادها نظارت داشت و قوانین را به نفع ملت اصلاح کرد. نتیجه ای نگرفته ایم اصلاح طلبان صندوقی که بند نافشان با قدرت و سهم داشتن بسته شده است آنها در نقد خود هرگز به بعضی امور در بحث نظارت ها نزدیک نمی شوند و آنان را سرزنش نمی کنند. اصولگراها توجه ندارند که شکست اصلاح طلبی با شکست اصلاح طلبان یکی نیست.

اغلب سرخوردگان از اصلاحات به هیچ وجه به اردوگاه اصولگراها سرریز نمی شوند، بلکه اگر منفعل و بی خاصیت نشوند زیاد در معرض تمایلات عبور قرار می گیرند و در چنین وضعیتی، اصل نظام ترساندن خواهد شد نه فقط این یا آن جریان سیاسی. شعار عبور از اصلاحات یا عبور از روحانی ابداً به منزله پذیرش اصولگرایان یا زیاد کردن پایگاه رای آنان نیست. این عبور فقط یک معنا دارد یعنی در چارچوب این نظام نمی توان به آینده امیدوار بود. این در حالی است که حفظ نظام ضمن بروز اصلاحات مورد نیاز است.

آیا واقعا ماندن در قدرت آن هم با لایه های پنجم و ششم اصلاحات در مجلس در مجموع جهت اصلاحات نفعی دارد؟

متاسفانه اکنون تفاوت نمی کند که اصلاح طلب لایه اول و دوم باشی یا به قول شما پنجم وششم یا اصولگرای ناب باشی یا استحاله شده است معتدل. از دید اکثریت جامعه همگی سر وته یک کرباسند. زمین گفتگو میان بالایی ها و پایینی ها هم روز به روز سخت تر و سنگلاخی تر می شود. در جامعه ما فرهنگ گفتگو نهادینه نیست و متاسفانه به دلایل گوناگون با یک امتناع و بن بست کامل روبرو هستیم؛ چون نه روش گفتگو را بلدیم و نه اهداف روشنی داریم که راجع به آن گفتگو کنیم. لذا اغلب گفتگوها یا به جدل می انجامد یا تسویه حساب شخصی و گروهی. در مجلس عده ای خاص هنگام تصویب FATF یا CFT چه برچسب ها و اتهاماتی به اکثریت نمایندگان همکار و طرفداران منافع ملی و تعامل با غرب که نزدند. به رغم تمام اتهامات و فشار روانی باز با این حال اکثریت نمایندگان با تصویب همان لوایح مهم آگاهی و نقش تاریخی خود را نشان دادند.

در همین مجلس خیلی کارها می شود کرد. فراکسیون ها قطعا می توانند دست به اصلاح نظام انتخاباتی کشور و اصلاح نظام حزبی پشتیبان آن و برنامه توسعه و تقویت نهاد حزب که روش آشنا شده است در دنیا دموکراسی هست، بزنند ولو آنکه هیچ گاه در اولویت های دولت روحانی قرار نداشته باشد. متاسفانه جنگ قدرت، قاعده بازی افراطیون اصولگراست. خنثی کردن طرح های دولت روحانی حداقل کاری است که آنها صورت می دهند. تخریب و ترور کلامی هم بخش مهم تری از همان جنگ قدرت هست. نمونه اش، تلاش جهت نفی و نقض توافق هسته ای برجام که در آن، منافع ملی هیچ اهمیتی نداشت. فقط و فقط مسئله این بود که رقیب ما موفق نشود. ولی تندروها بعضی کارها بکنند، مجازند.

به عنوان پرسش آخر، انتخابات 2020 ایالات متحده آمریکا می تواند سرآغاز تحولی عمیق در نگاه ایالات متحده به خاورمیانه باشد. انتخابات اخیر آمریکا چه آثار و پیامدهایی بر سیاست خارجی آمریکا، پرسشها داخلی این کشور و تحت فشار قرار گرفتن ترامپ در پرسشها داخلی و خارجی این کشور دارد و تا چه اندازه می تواند بر نتیجه انتخابات٢٠٢٠ آمریکا اثرگذار باشد؟

بی تردید استمرار ترامپ در انتخابات 2020 آمریکا جهت کشور ما و خاورمیانه بسیار خطرناک خواهد بود. در انتخابات اخیر جامعه آمریکا به شدت قطبی شد. پیروزی نسبی دموکرات ها در این انتخابات شاید یک پیروزی جهت جنبش ضد تبعیض در سراسر دنیا باشد. ترامپیسم و سیاست ترامپی نه تنها در جامعه آمریکا که در دنیا غرب زنگ خطری را به صدا درآورده و بسیاری آن را خطر بزرگی جهت ارزش های دموکراتیک در این کشورها می دانند.

اگر ترامپیسم در این انتخابات پیروز می شد، بسیاری از جنبش های راست گرای افراطی و تبعیض گرای سراسر دنیا بخصوص اروپا که فعلا جهت سیاست خارجی کشور عزیزمان ایران نقش حیاتی پیدا کرده است جان می گرفتند. متاسفانه آشنایی مقامات کشور عزیزمان ایران از صف بندی های سیاسی داخلی آمریکا بسیار کم و نخ نما هست. به عنوان نمونه بعضی سیاسیون ایرانی در انتخابات قبلی آمریکا که حتی بر زبان هم آوردند امکان مدیر جمهور شدن یک سیاهپوست را در آمریکا محتمل نمی دانستند. یا به عنوان نمونه هیچ احتمال نمی دادند که برنی سندرز با رویکرد گرایشات عدالتخواهانه اجتماعی چپ تا آن اندازه در میان هواداران حزب دموکرات محبوبیت پیدا کند. بعضی گروه های سیاسی کشور عزیزمان ایران با گفتن سگ زرد برادر شغال است خیال خودشان را راحت می کنند، آمریکا را یکدست و یکپارچه می بینند. دموکرات ها در انتخابات میان دوره ای توانستند اکثر کرسی های مجلس آمریکا یعنی ۲۳۰ کرسی را به دست آورند.

با به دست گرفتن مجلس، دموکرات ها قادر خواهند شد قوه مجریه و ترامپ را مجبور به پاسخگویی در قبال تصمیمات غیرمنطقی، خودسری و قانون شکنی هایش کنند. قبلا پاسخگویی ترامپ به خاطر تهدیدات و سیاست های پوپولیستی او خنثی شده است بود. دموکرات ها با این اکثریت می توانند فشارهای زیادی روی ترامپ، جمهوری خواهان و دولت اعمال کنند. قوه قضائیه آمریکا ترامپ را به خاطر دخالت روسیه در انتخابات ریاست جمهوری این کشور و همکاری احتمالی ترامپ با یک کشور خارجی مورد تحقیق و بررسی قرار داده بود ولی ترامپ در برابر این تحقیقات مقاومت و کارشکنی می کرد و ادعا می کرد که بین او و پوتین هیچ گونه همکاری در این انتخابات صورت نگرفته هست. جمهوری خواهان در مجلس آمریکا تلاش کرده اند که در حمایت از ترامپ و به اشکال متفاوت در برابر این تحقیقات مانع ایجاد کنند. به دست آوردن اکثریت در مجلس آمریکا به وسیله دموکراتها پاسخگویی را بر نهاد مجریه کشور تحمیل خواهد نمود.

روزنامه آفتاب یزد

واژه های کلیدی: سیاسی | آمریکا | سیاسیون | انتخابات | داوطلبان | اصلاح طلب | حسن روحانی | اصلاح طلبان | دولت روحانی | انتخابات مجلس | حمایت از ترامپ


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs

خرید کتاب از گوگل

دانلود کتاب لاتین

خرید کتاب لاتین

خرید مانگا

خرید کتاب از گوگل بوکز

دانلود رایگان کتاب از گوگل بوکز

دانلود رایگان کتاب از آمازون

دانلود رایگان کتاب از گوگل بوکز

کتاب روانشناسی به انگلیسی

رفتن به نوار ابزار